... هرجا از عاشقی بپرسید عشق چیست؟ تنها به زخم‌های خود اشاره می‌کند. عشق، ترجمه زخم است.

عشق، پاسخ مبهم انسان به ابدیت است.
عشق، انفارکتوس تدریجی محبت است.
عشق، سرطان دوست داشتن است.
عشق، خرید و فروش پایاپای عاشق و معشوق است.
عشق لک لکی‌ست که روی درخت خاطرات ما لانه دارد...
عشق، دل ماست تقسیم بر همه زیبایی‌ها. عشق، کوچه‌ای است که دوست داریم از آن عبور کنیم.
عشق، اولین کت و شلوار ما در شب عید خودآگاهی‌ست.
عشق، اولین حقوق ما از باجه معرفت است.
عشق، اولین پاداش ما از حسابداری الهی است.
عشق، عقد دائمی ما با غربت است.
عشق، شب نامزدی ما با جدایی‌ست.
عشق، کارت تبریکی‌ست که الان برای معلم سال اول خود می‌فرستیم.
عشق، لحظات نادر شاه زندگی‌ست.
عشق حمله مغول به رویاهای ماست.
عشق، شماره تلفنی‌ست که سال‌ها به دنبال آن می‌گردیم.
عشق، آسانسور حیات بشر است؛ وای به حال کسی که در آسانسور گیر افتاده باشد.
عشق، عبور اضطراری انسان از کریدور عادت است.
عشق، جناح رادیکال عرفان است.
عاشقان پیوسته به دنبال یک تحول بنیادی در ساختار وجودند...
باید پرده‌های تماشا را کشید و نماز شب خواند. باید به موقع، حیرت آیینه‌ها را عوض کرد. باید مواظب تُنگ تنفّس بود.

حامد حجتی